تبلیغات
بدیل آباد عاشق - ای عجب !
بدیل آباد عاشق

به سایت عاشقانه خوش آمدید

ای عجب !

یکشنبه 5 دی 1389

زانکه در آن اهرمنی رهنماست
ای عجب! این راه نه راه خداست
کس نشد آگاه که مقصد کجاست
قافله بس رفت از این راه، لیک
فکرتشان یکسره آز و هواست
راهروانی که درین معبرند
ای بره، این گرگ بسی ناشتاست
ای رمه، این دره چراگاه نیست
رهزن طرار تو را در قفاست
تا تو ز بیغوله گذر میکنی
این گنه تست، نه حکم قضاست
دیده ببندی و درافتی بچاه
چند بر این لقمه تو را اشتهاست
لقمه‌ی سالوس کرا سیر کرد
وام تو چون باز دهد؟ بینواست
نفس، بسی وام گرفت و نداد
هرچه توان ساخت درین یک بناست
خانه‌ی جان هرچه توانی بساز
پاک کن این خانه که جای خداست
کعبه‌ی دل مسکن شیطان مکن
موعظت دیو شنیدن خطاست
پیرو دیوانه شدن ز ابلهی است
راه تو هرجا که روی روشناست
تا بودت شمع حقیقت بدست
طوطیک وقت ز دامت رهاست
تا تو قفس سازی و شکر خری
تا چو کلیمی تو و دینت عصاست
حمله نیارد بتو ثعبان دهر
زانکه تو را اول نشو و نماست
ای گل نوزاد فسرده مباش
نزد کلاغش چه نشانی؟ هماست
طائر جانرا چه کنی لاشخوار
درد تو دردیست که کارش دواست
کاهلیت خسته و رنجور کرد
تا که بدکان عمل مومیاست
چاره کن آزردگی آز را
هرچه فساد است ز روی و ریاست
روی و ریا را مکن آئین خویش
این دل آلوده به کارت گواست
شوخ‌تن و جامه چه شوئی همی
دست تو هر شام و سحر بر دعاست
پای تو همواره براه کج است
گوش تو بر بیهده و ناسزاست
چشم تو بر دفتر تحقیق، لیک
پشت تو از پشته‌ی شیطان دوتاست
بار خود از دوش برافکنده‌ای
تا به تنور تو هوی نانواست
نان تو گه سنگ بود گاه خاک
تا خردت کشتی و جان ناخداست
ورطه و سیلاب نداری به پیش
کلبه‌ی تن را چه ثبات و بقاست
قصر دل‌افروز روان محکم است
تن ز تو هرچند ستاند گداست
جان بتو هرچند دهد منعم است
تیرگی بزم تو بیش از ضیاست
روغن قندیل تو آبست و بس
گر ره تو از ره ایشان جداست
منزل غولان ز چه شد منزلت
عجب سلامت نپذیرد، بلاست
جهل بلندی نپسندد، چه است
آنچه که ایام ندارد وفاست
آنچه که دوران نخرد یکدلیست
دزد کی از دزد کند بازخواست
دزد شد این شحنه‌ی بی نام و ننگ
از تو چرا درگذرد؟ اژدهاست
نزد تو چون سرد شود؟ آتش است
طعمه‌ی سال و مه و صبح و مساست
وقت گرانمایه و عمر عزیز
گر که نه ما گندم و چرخ آسیاست
از چه همی کاهدمان روز و شب
گر که بنائی است، در آخر هباست
گر که یمی هست، در آخر نمی‌است
مورچه در خانه‌ی خود پادشاست
ما بره آز و هوی سائلیم
غرق شدستیم و زمان شناست
خیمه ز دستیم و گه رفتن است
تا که درین باغچه خار و گیاست
گلبن معنی نتوانی نشاند
ملک دلت چون ده بی روستاست
کشور جان تو چو ویرانه‌ایست
ناید از آئینه بجز حرف راست
شعر من آینه‌ی کردار تست
معرفت آموز که جانرا غذاست
روشنی اندوز که دلرا خوشی است
عقل نداند ز کجا ابتداست
پایه‌ی قصر هنر و فضل را
تا بپس پرده ببینی چهاست
پرده‌ی الوان هوی را بدر
آهوی جانست که اندر چراست
به که بجوی و جر دانش چرد
با فلک پیر ترا کارهاست
خیره ز هر پویه ز میدان مرو
چون گه تحقیق رسد بوریاست
اطلس نساج هوی و هوس
با تو درین خانه چه کس آشناست
بیهده، پروین در دانش مزن


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
نظرسنجی
    نظر شما در مورد وبلاگ من ؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
Subscribe to badilabadsabegh

Powered by us.groups.yahoo.com

آوای دل

Best Cod Music

FreeCod Fall Hafez

آمار وبلاگ:

[cb:blog_script]